فال حافظ در ۱۰ بهمن ۱۴۰۰
فال حافظ در ۱۰ بهمن ۱۴۰۰
فال حافظ در 10 بهمن 1400 منتشر شد.

نودادبرتر، فال حافظ در ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ را در نودادبرتر ببینید. امیدواریم امروز بخت شما با خوشی، سلامتی، تندرستی،شادی، نشاط و عاقبت بخیری آغاز شود.

امروز دهم بهمن ماه مانند روال هر روز یکی از غزل های حافظ شیرازی را برایتان تعبیر می کنیم.

فال حافظ در ۱۰ بهمن ۱۴۰۰

Hafez's fortune on 10 Bahman 1400

فال حافظ در ۱۰ بهمن ۱۴۰۰

برای گرفتن فال حافظ و تعبیر و تفسیر آن باید علم و سواد کافی داشت. به همین دلیل تصمیم گرفته‌ایم تا هر روز تعبیر یکی از غزل های حافظ شیرازی را برایتان بگذاریم. امروز دهم بهمن ماه غزل شماره ۱۲۲ حافظ می پردازیم:

هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
که آشنا سخن آشنا نگه دارد
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی
ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت
ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد
سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری
که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
غبار راهگذارت کجاست تا حافظ
به یادگار نسیم صبا نگه دارد

ای صاحب فال ، سعی کن همیشه در هر موقعیتی که قرار دارید ، ارتباط با خدای متعال را در زندگی خود قطع نکنید و همیشه راه باز نگه دارید و در ضمن قدر دوستان خوب خود را بدانید و چنان رفتار نمایید که اگر عمل ناشایستی از شما سر زد بتوانید دوباره همه چیز را به حال اول خود برگردانید و به قول معروف : انسان نباید همه ی پلهای پشت سر خود را خراب کند.


مطالب مرتبط:


چگونگی پیدایش فال حافط

How the horoscope of memory originated

چگونگی پیدایش فال حافط

نحوه صحبح فال گرفتن

در شاهنامه بارها از فال زدن های شاهان، پهلوانان و موبدان یاد شده است(زرین کوب، ۱۳۴۱: ۵۵۲ -۵۵۳). درایران دورۀ اسلامی تفأل به نوشته و کتاب با کتاب مقدس قرآن و استخاره کردن با آن و بعد تفأل به اشعار شاعران مانند شاهنامۀ فردوسی، مثنوی مولوی و حتی دیوان شاعران دیگر آغاز شد. سرانجام فال گرفتن از دیوان شعر حافظ میان مردم شهرت و عمومیت یافت(همان، ۵۵۷).

هرچند حافظ خود بارها به فال زدن اشاره دارد و می گوید:

به نا امیدی از این در مرو بزن فالی
بـود که قـرعـۀ دولت به نام ما افـتــد

(غزل ۱۴۰)

یا:
روز هجـران و شب فرقـت یـار آخــر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

(غزل ۱۶۶)

همچنین اشارات او بیانگر شیوع رسم فال گیری و فال گشایی با کتاب در زمان او است، ولیکن، آنچنان که ازقراین پیداست، فال گرفتن با دیوان حافظ و یاری جستن از فیض انفاس مسیحایی او در میان مردم ایران، احتمالاً باید سال ها پس ازدرگذشت حافظ مرسوم شده باشد.

برخی فال گرفتن با شعر حافظ را رویدادی بی درنگ پس از مرگ حافظ و برسراختلاف مشایخ همزمانِ او بر نماز گزاردن یا نگزاردن بر جنازۀ این شاعر رند و کافرِ بی مَشرب نوشته اند. می گویند(لودی، ۱۳۲۴ق:۵۱؛ سیف پورفاطمی، ۱۳۱۲: ۸۳) برای حل چنین معضلی مشایخ به فال گشایی با شعر او روی آوردند و اوراق شعرهای پراکندۀ او را جمع کردند و در سبویی ریختند و از کودکی خواستند تا از سبو ورقی را بیرون آورد. کودک ورقی را بیرون آورد که این بیت شعر حافظ بر آن نوشته شده بود:

قـــــدم دریــــغ مــــدار از جـنــــازۀ حــافـــظ
که گر چه غرق گناه است، می رود به بهشت
(غزل ۵۵)

این روایت نمی تواند بنیان چندان درست و پذیرفته شدنی داشته باشد. اولاً برای اینکه حافظ اشعارش را به هنگام حیات خود جمع و تدوین نکرده بود و جمع کردن اشعار پراکندۀ او در زمانی کوتاه و به هنگامی که هنوز جنازۀ حافظ روی زمین بوده ، به آسانی امکان نداشته است؛ دیگر اینکه بنا بر استناد برخی به مقدمۀ محمد گلندام بر دیوان حافظ، گلندام، دوست و هم صحبت او، نخستین جامع و مدون اشعار پراکندۀ حافظ پس از مرگش بوده است.

گلندام در مقدمۀ خود می گوید: به سبب « سوابق حقوق صحبت و لوازم عهود محبت» و به تشویق و ترغیب دوستان دست به ترتیب و تبویب اشعار حافظ زده است(گلندام،صفحۀ شمار قی). ناگفته نماند که دراعتبار نوشتۀ منسوب به گلندام نیز تردید هایی کرده اند( ناتل خانلری، ۱۳۷۵: ۲/ ۱۱۴۵،۱۱۴۷ ).

به هر روی می توان گفت که ذوق افسانه ساز عامّۀ مردم بود که پس از مرگ حافظ، از این شاعر حافظ قرآن که مثل همۀ حافظان شهر گهگاه فال و استخاره هم می گرفت و دریچه ای غیبی برروی نومیدان و درماندگان می گشود، لسان الغیبی ساخت و دیوان او را برای گرفتن فال وسیله کرد(زرین کوب، ۱۳۵۶: ۱۷۴). با همۀ اینها، خرمشاهی با استناد به اشارات حافظ در ابیاتی از شعرهایش به « دفتر اشعار»،« سفینۀ حافظ» و «سفینۀ غزل» مانند:

بخـواه دفتـر اشـعار و راه صحـرا گـیر
چه وقت مدرسه و بحث کشف کشّافست
(غزل ۴۴)
دُرر ز شوق برآرند ماهیان به نثار
اگر سفینـۀ حافـظ رسـد به دریایـی
(غزل ۴۹۱)
دراین زمانه رفیقی که خالی از خلل است
صُــراحی مــی نـاب و سـفـینــۀ غـزلســت
(غزل ۴۵)

داشتن مجموعۀ شعر درمیان شاعران را در آن زمان متداول دانسته واحتمال داده که حافظ نیز خود دفتر یا سفینۀ غزلی از اشعار خود داشته است(خرمشاهی، ۱۳۶۷: ۱/۲۷۵).

نخستین کسی که به تفأل زدن به دیوان حافظ اشاره می کند، مؤلف کتاب دیاربکریه، ابوبکر طهرانی است که در سال ۸۶۷ ق، ۷۵ سال پس از مرگ حافظ (د ۷۹۲ ق) به شیراز رفته بود. او در آن سال جهانشاه میرزا را که برای گوشمالی پسر سرکشش پیربوداق ، به فارس سفر کرده بود، همراهی می کرد ( ابوبکرطهرانی، ۱۳۵۶: ۲/۳۶۳-۳۶۴). به هر روی، پس از تدوین اشعار حافظ و دستیابی مردم قشرهای وسیعی از طبقات اجتماعی به دیوان حافظ و آشنایی با اشعار رندانه و اسرارآمیز او، گرفتن فال حافظ در ایران میان عارف و عامی عمومیت و رواج یافت.

مردم فال گشایان و فال نمایان کهن را که با فال و استخاره دریچه هایی از دنیای غیب به روی آنها می گشودند « لسانِ غیب» می خواندند(زرین کوب،۱۳۴۱: ۵۴۸). جامی دادن القابی چون «لسان الغیب» و « ترجمان الاسرار» را به حافظ به سبب هنر او در گشودن « اسرار غیبیه و معانی حقیقیه در کسوت صورت و لباس مجاز» و نبودن تکلف در اشعار او می داند(جامی، نفحات، ۱۳۳۶: ۶۱۴؛ همو، ۱۳۷۹: ۱۴۸ ). حاجی خلیفه در کشف الظنون با اشاره به تداول فال گیری با اشعار حافظ نزد فارسیان، دادن لقب « لسان الغیب» به حافظ را به واسطۀ شعرهای مناسب حال مردم گفتن او می انگارد(حاجی خلیفه، ۱۳۲۰: ۱/ ستون۷۸۳). برخی نیز لسان غیب را تفأل زدن به دیوان او و آمدن غزلیاتی که نازل منزلۀ غیب است(دارابی، ۱۳۵۷: ۱۳۱) دانسته و برخورداری حافظ از فیض روح القدس وتوفیق آسمانی و عینی او را به استناد این بیت شعر او: دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
(غزل ۱۸۳)(نیزنک: محجوب،۱:۱۳۶۶/۳۷)

همچنین آگاه بودن حافظ از غیب دل ها و نهانی های روان آدمی و پی بردن به رازهایی از دیدنی ها و شنیدنی هایش که دیگران نمی توانستند آنها را ببینند و بشنوند(سمیعی، ۱۳۶۶: ۱/۱۳۴) انگاشته اند . به هر روی رسم فال گشایی از دیوان حافظ به قصد بازکردن دریچه ای برای نفوذ در دنیای غیب، روی هم رفته حالت ابهام و تقدس توصیف ناپذیری هم به دیوان او که در گذشت قرنها اندک اندک پدید آمده است، می افزاید(زرین کوب، ۱۳۵۶: ۱۹۹).

در متون تاریخی حکایت هایی از تفأل برخی شاهان و رجال و بزرگان به دیوان حافظ گزارش شده است. در کشف الظنون از رسالۀ کوچکی توسط محمد بن شیخ محمد هروی شامل حکایات مربوط به فال هایی که مطابق حال فال گیرندگان بوده و رسالۀ ترکی مولی حسین کفوی(د. بعد ازسال ۹۸۰ق) دربارۀ فال های دیوان حافظ یاد می کند(حاجی خلیفه، همانجا). در رسالۀ لطیفۀ غیبی نیز حکایت هایی تاریخی ازگرفتن ۸ فال حافظ نقل شده است که از آنها ۴ فال مربوط به شاهان صفوی (شاه اسماعیل، شاه طهماسب، شاه عباس اول و شاه عباس دوم) و یک فال مربوط به فتحعلی بیگ، فرزند امامقلی خان و ۲ فال مربوط به خود مؤلف کتاب است( برای شرح حکایت فال ها نک: دارابی، ۱۳۵۷: ۱۲۹-۱۳۳؛ نیز براون،۳۱۵-۳۱۹ ۱۹۵۶:؛ سمیعی، ۱۳۶۶: ۱/۱۳۹-۱۴۰). علی اصغر حکمت نیز از چند فقره تفأل تاریخی به دیوان حافظ و انگیزه و داستان آنها که خود دیده یا ازمعاصران شنیده است، در ذیل مبحث تفأل در کتاب تاریخ ادبی ایران، نوشتۀ براون یاد می کند. او اشعارحافظ در پاسخ به نیت ها را جملگی حسب الحال و از« عجایب تصادفات و نوادرغریبه» می داند(برای این فال ها ونیت ها، نک: حکمت، ۱۳۵۷: ذیل صفحات۴۲۱-۴۲۸). زرین کوب همۀ این حکایت ها را قصه هایی مجعول و شیرین دانسته که میان مردم حافظ دوست ایران درباب درست آمدن و مجرب بودن فال از اشعار او رایج شده بوده است(زرین کوب، ۱۳۴۶: ۵۵۷).

فال گرفتن با شعر حافظ در مواقع گوناگون و بیشتر به هنگام جشن ها مانند جشن شب چهارشنبه سوری، شب چهارشنبۀ آخرماه صفر، شبِ چلّه (شب یلدا)، تیرما سیزّه شو(شب تیرماه سیزده)، سیزده به در ودرشب نشینی های نوروزی، به ویژه درشب های بلند زمستان و جمع شدن اعضای خانواده و خویشان به دور هم ترتیب داده می شود. گاهی نیز برای اطلاع ازبهبودی وضع و حال بیمار، رفتن به سفر و بازگشت مسافر، آگاهی از پیروزی یا شکست در کاری یا نزاعی، رفع دودلی در انتخاب همسر، خرید مِلک و کالا، اقدام به کارهایی و مانند آنها نیت می کنند و به دیوان حافظ تفأل می زنند. به باور مردم حافظ هیچ کسی را که به او روی آورده و به شعر او توسل جسته وطالب چیزی است از خود نا امید نمی کند:

به نا امیدی از این در مرو بزن فالی
بـود که قـرعۀ دولت به نـام ما افتـد
(غزل ۱۱۴)

این باور عامه بر ساخته از فراوانی ابهام و ایهام در غزل های حافظ است که گشایندۀ فال، از هر قشر و گروه وطبقۀ اجتماعی و با هر مَشرب و عقیده ای، از شعر او معنایی در می یابد که آن را با نیت خود می سنجد و از آن نتیجه ای می گیرد.


آنچه دیگران می خوانند:


انتهای پیام/

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: ۰ میانگین: ۰]
  • نویسنده : مریم بالوی فیلی